(( مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ ماتَ ميتَهً جاهِليَّهً ))
مهدي در روايات اهل سنت
مقدمه:
اعتقاد به يك مصلح و منجي كه سرانجام جهان را به سوي عدالت رهنمون ميسازد و جامعة بشري را به سعادت و تكامل ميرساند امري است كه در بين تمامِ اديانِ آسماني مشترك است. و ما مسلمانان نيز، به آمدن يك منجي ازعترت پيامبر(ص) كه (( مهدي )) نام دارد و در آخرالزمان ظهور خواهد كرد اعتقاد داريم، اما در ميان فرقههاي مختلف، دربارة شخصيت مهدي و ويژگيها و نسبِ او اختلاف وجود دارد.
به عنوان مثال، اهل سنت در تعيين مهدي موعود به صورت مشخص، با شيعه موافقت ندارند. برخي دربارة پدر و مادر او اختلاف دارند، برخي دربارة سلسلة نسب او، و برخي در زمانِ ميلاد او اختلاف دارند و ميگويند او در هنگامة ظهور به دنيا خواهد آمد. اين در حالي است كه بيش از 70 عالمِ اهل سنت قائل هستند كه مهدي به دنيا آمده و در قيد حيات است (1) و بيش از يكصد كتاب مشهور به قلمِ مشاهيرِ علماي بزرگِ اهل سنت وجود دارد كه احاديث مربوط به صفات، علامات و جزئيات ظهور حضرت مهدي را در آنها نقل نمودهاند. (2)
ما در اين مقال برآنيم تا نشان دهيم آن مهدي كه بايد در آخرالزمان ظهور كند و جهان را به نور خود روشن كند در روايات و كتب اهل سنت، همان ويژگيهاي مهدي را دارد كه مشخصاً در اعتقادات شيعه است يعني فرزند امام حسن عسكري(ع) كه از ذرية امام حسين(ع) بوده و از اولاد حضرت فاطمه(س) و از اهل بيت پيامبر گرامي اسلام است.
پيش از آن كه به اين مسئله بپردازيم به اعتراف علماي اهل سنت دربارة تواترِ اين احاديث ميپردازيم تا جاي هيچ شك و شبههاي باقي نماند.
تواتر احاديث دربارة امام مهدي(عج): (3)
جمع زيادي از علماي اهل سنت به تواترِ احاديث (4) دربارة امام مهدي و نيز ويژگيهاي او، از قبيل اينكه زمين را پر از عدل و داد ميكند و يا از اهل بيت پيامبر است و همچنين از اولاد حضرت زهرا(س) و يا از اولاد امام حسين(ع) است و اعتقاد دارند كه در پايين به اسامي برخي از آنها اشاره ميكنيم:
1- صبان در كتاب اسعاف الراغبين، ب 2 ص 140.
2- شبلنجي در كتاب نورالابصار، ص 155.
3-شيخ عبدالحق در كتاب لمعات به نقل از حاشية سنن ترمذي، ج 2 ص 46.
4-ابي الحسين آبري به نقل از صواعق، ص 99.
5-ابن حجر و سيد احمد ابن سيد زيني دحلان در كتاب الفتوحات الاسلاميه، ج 2 ص 211.
6-حافظ در كتاب فتح الباري به نقل از غايه المأمول، ج 5 ص 382.
7-ابوعبدالله محمدبن يوسف بن محمد گنجي شافعي در كتاب البيان في اخبار صاحب الزمان، بخش 11.
قابل ذكر است مؤلف كتاب البيان در صفحه 86 مينويسد: (( من اين كتاب را عاري از روايات شيعه قرار دادم تا احتجاج به آن محكمتر باشد. ))
اربلي ميافزايد كه اين كتاب مشتمل بر 25 باب است كه 24 باب آن اختصاص به ذكر روايات مهدي از طريق اهل سنت دارد. (5)
8-شيخ منصور علي در كتاب غايه المأمول.
9-استاد احمد محمد صديق در كتاب ابراز الوهم المكنون.
10-ابوالطيب در كتاب الاذاعه.
11-ابولحسن سحري و عبدالدهاب عبداللطيف در حاشية كتاب صواعق.
12-علامة شوكاني در اين خصوص كتابي تأليف نموده است به نام (( التوضيح في تواتر ما جاء في المنتظر و الدجال و المسيح )).
13-محمد بن جعفر الكتاني بخشي را در كتاب نظم المتناثر آورده است به نام (( الاحاديث الوارده في المهدي المنتظر متواتره )).
14-شيخ محمد زاهد كوثري بخشي را در كتاب نظره عابره آورده است به نام (( و اما تواتر احاديث المهدي و الدجال و المسيح فليس بموضع ريبه عند اهل العلم بالحديث ))
مهدي از عترت و اهل بيت پيامبر است:
در بسياري از احاديثِ ذكر شده در كتب اهل سنت، مهدي كسي است كه از فرزندان پيامبر و از اهل بيت او خواهد بود كه اگر بيش از يك روز از عمر دنيا باقي نمانده باشد او در آن روز ظهور خواهد كرد و عدالت را در جهان برقرار خواهد نمود. به عنوان نمونه عالمِ بزرگ اهل سنت (( حافظ ابو نعيم احمدبن عبدالله اصفهاني )) در كتاب (( اربعين )) خود از صحابي بزرگ پيامبر، حذيفه ابن اليمان نقل ميكند كه گفت: رسول خدا(ص) فرمود:
(( لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيا إلاّ يَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللهُ ذلِكَ الْيَوْمِ حَتيّ يَبْعَثَ رَجُلاً مِنْ وُلْدي إسْمُهُ إسْمي )) (6)
ترجمه: اگر از عمر دنيا بيش از يك روز باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را طولاني ميگرداند تا اينكه مردي از فرزندانم را كه اسمِ او اسم من است برانگيزاند.
و نيز با سند خود از ابوهريره نقل ميكند كه پيامبر(ص) فرمود:
(( لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيا إلاّ لَيْلَهً لَمَلِكَ فيها رَجُلٌ مِنْ أهْلِ بَيْتي )) (7)
ترجمه: اگر از دنيا باقي نماند مگر يك شب، در آن شب، مردي از اهل بيتم ( بر زمين ) فرمانروا شود.
با توجه به اين روايات و روايات ديگري كه در اين زمينه وجود دارد (( مهدي )) از دودمان و اهل بيت پيامبر گرامي اسلام خواهد بود.
مهدي از اولاد حضرت زهرا(س) است:
دستة ديگري از روايات كه در كتب مختلفِ اهل سنت نقل شده است علاوه بر آنكه مهدي را از اهل بيت پيامبر ميدانند او را از اولاد و فرزندانِ دخت مكرّم پيامبر اسلام، يعني حضرت فاطمه(س) معرفي ميكنند. امسلمه همسر پيامبر اكرم(ص) از پيامبر(ص) نقل ميكند كه فرمود:
(( ألْمَهْديُّ مِنْ عِتْرَتي مِنْ وُلْدِ فاطِمَه )) (8)
ترجمه: مهدي از عترتم ميباشد و او از فرزندان فاطمه(س) است.
اين حديث را حافظ ابو داوود در سننِ خود ضبط نموده است؛ و صاحب جواهر العقدين نيز ذكر كرده و مسلم، ابوداوود، نسايي، ابن ماجه، بيهقي، صاحب مصابيح و ديگران نيز در كتب حديثي خود آن را آوردهاند.
و نيز عالم بزرگ اهل سنت (( مناوي مصري )) در كتاب كنوز الدقايق مينويسد كه رسول خدا(ص) خطاب به دخترش فاطمه(س) فرمود:
(( يا فاطِمَهُ أمَّا الْمَهْديُّ فَمِنْكِ )) (9)
ترجمه: اي فاطمه، مهدي از تو ميباشد.
و عالِم اهل سنت (( حاكِم )) اين روايت را در كتاب (( مستدرك )) نيز آورده است. عالمِ ديگر اهل سنت، ابونعيم در كتابِ (( اربعين )) خود از زهري و او از علي بن الحسين و او از پدرش نقل ميكند كه پيامبر اكرم(ص) به فاطمه(س) فرمود:
(( ألْمَهْديُّ مِنْ وُلْدِكِ )) (10)
ترجمه: مهدي از فرزندان توست.
پس با توجه به اين احاديث، مهدي از عترت پيامبر و از اولاد حضرت زهرا(س) ميباشد.
مهدي از اولاد امام حسين(ع) و نام مادرش نرجس و يا صيقل است:
در دستة ديگري از روايات، جزئيات بيشتري از شخصيت مهدي بيان شده است كه علاوه بر آنكه سلسلة آباء و اجداد او را معين نموده است نام مادرش را هم ذكر كرده است. عالمِ مشهور اهل سنت حافظ ابو نعيم در كتاب اربعين خود در دنبالة حديثي كه گذشت ( لو لم يبق من الدنيا . . اسمه اسمي )، آورده است كه سلمان برخاست و گفت: (( يا رسول الله او ( مهدي ) از كدام فرزندت ميباشد؟ پيامبر فرمودند: از اين فرزندم. و با دستش بر كتف حسين(ع) زد. )) (11)
(( ابن طلحه )) نيز كه يكي از بزرگان اهل سنت ميباشد در بيان سلسلة نسب مهدي در كتابش مينويسد:
(( در ذكر ابوالقاسم محمد بن الحسن الخالص ابن علي المتوكل ابن محمد القانع ابن علي الرضا ابن موسي الكاظم ابن جعفر الصادق ابن محمد الباقر ابن علي زين العابدين ابن الحسين الزكي ابن علي المرتضي اميرالمؤمنين ابن ابي طالب . . و مادرش را ام ولد مينامند كه صيقل نيز گفته شده است. )) (12)
(( ابن صبّاغ )) هم كه يكي ديگر از مشاهير علماي اهل سنت است دربارة همين مطلب در كتاب خود مينويسد:
(( سلسلة نسب او ( مهدي ) بدين قرار است: ابوالقاسم محمد الحجه ابن الحسن الخالص ابن علي الهادي ابن محمد الجواد ابن علي الرضا ابن موسي الكاظم ابن جعفر الصادق ابن محمد الباقر ابن علي زين العابدين ابن الحسين الشهيد ابن علي ابن ابيطالب رضي الله عنهم مادرش نيز ام ولد است كه به نرجس و خيره الإماء يعني برترين كنيزان مشهور است. )) (13)
ميبينيم كه اين دسته از روايات، جزئيات بيشتري از شخصيت مهدي را يعني، سلسلة پدران او تا حضرت علي(ع) و نام مادرِ ايشان يعني نرجس و يا صيقل، را بيان ميكنند. نكتة قابل توجه آن است كه مهدي را از اولاد امام حسين(ع) معرفي ميكنند برخلاف اعتقاد برخي از عالمان اهل سنت كه او را از اولاد امام حسن(ع) ميدانند و حتي به كنيز بودن مادرِ ايشان كه مطابق اعتقاد شيعيان است نيز اشاره شده است.
مهدي فرزند امام حسن عسكري(ع) است:
دستة ديگري از روايات اهل سنت، مهدي را مستقيم از اولاد امام حسن عسكري(ع) معرفي ميكنند و به ذكر وقايعي در اين زمينه نيز پرداختهاند. (( نصربن علي جهضمي )) كه از ثِقات رجال اهل سنت است در كتاب (( مواليد الائمه)) نقل كرده كه حضرت امام حسن عسكري(ع) هنگام ولادت فرزندش (( محمد )) فرمود:
(( ستمكاران گمان كردند كه مرا ميكشند و اين نسل را مقطوع ميسازند پس چگونه يافتند قدرت قادر را؛ و او را (( مؤمل )) نام گذارد. )) (14)
و نيز روايت است كه در روز سوم ولادت مهدي، پدرِ بزرگوارش او را به اصحاب خود نشان داد و فرمود:
(( اين است جانشين من و امام شما بعد از من و او همان قائمي است كه گردنها به انتظار او كشيده ميشود پس وقتي زمين پر از جور و ستم شد ظاهر ميشود و آن را از عدل و داد پر ميكند. )) (15)
و عالمِ عارفِ مشهورِ اهل سنت، (( ملاّ عبدالرحمن جامي )) از بعضي روايت كرده كه بر امام حسن عسكري(ع) وارد شدند و از امام بعد از او پرسيدند. امام عسكري(ع) نيز به اندروني خانهشان وارد شدند و كودكي را در سن سه سالگي كه مانند ماه شب چهارده بود بر دوش گرفته بيرون آمدند و فرمودند:
(( اي فلان، اگر پيش خداي تعالي گرامي نبودي اين فرزند را به تو نمينماياندم نام اين فرزند نام رسول است و كنية وي كنية او است. )) (16)
و شيخ عارف، محيي الدين عربي ميگويد: اي مسلمانان بدانيدكه چارهاي از خروج مهدي فرزند حسن عسكري نيست. (17)
و نيز گنجي در كتاب (( كفايه الطالب في مناقب اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب )) بعد از ذكر تاريخ ولادت و وفات امام عسكري(ع) ميگويد:
(( او را فرزندي است كه همان امام منتظر ميباشد. )) (18)
با توجه به مطالب و رواياتي كه گذشت؛ مهدي شخصيي است از:
اهل بيت پيامبر و از اولاد حضرت فاطمه(س) كه جد او امام حسين(ع) بوده و نام پدر او امام حسن عسكري(ع) و نام مادر او نرجس و يا صيقل ميباشد كه الآن نيز در قيد حيات ميباشد ولي از مردم كناره گرفته و در غيبت به سر ميبرد. و روزي حتماً ظهور خواهد كرد و دنيا را پر از قسط و عدل خواهد نمود. و اينها مباحثي است كه به صورتِ دقيق و مشخص در اعتقاد شيعيان در مورد شخصيت مهدي وجود دارد.
اعتراف برخي از علماي اهل سنت به وجود حجه ابن الحسن العسکری (عج): (19)
پس از بررسي نَسَب مهدي و مشخص شدن پدر و مادر او و نيز سلسلة آباء و اجداد او در روايات اهل سنت، به اعتراف برخي از عالمان اهل سنت به وجود مهدي كه همان مهديِ شيعه يعني حجه ابن الحسن العسكري(عج) ميباشد اشاره ميكنيم. به اميد آنكه گامي در جهت هم عقيده شدن مسلمانان نسبت به ضروريات اعتقادي دين مبين اسلام برداشته باشيم.
1-ابو سالم كمالالدينمحمدابنطلحهابنمحمدبنابيالحسن قرشي نصيبي شافعي كه تقي الدين ابوبكر احمد بن قاضي شهيد و يافعي و عبدالغفار بن ابراهيم عكي شافعي او را ستوده و به بزرگي ياد كردهاند در كتابش به نام (( مطالب السؤول في مناقب آل الرسول )).
2-ابو عبدالله محمدبن يوسف بن محمد گنجي شافعي در كتابهاي البيان و كفايه الطالب.
3-نور الدين علي بن محمد بن صباغ مالكي در كتاب الفصول المهمه.
4-شمس الدين ابو مظفر يوسف بن قزاغلي ابن عبدالله بغدادي حنفي معروف به سبط ابن جوزي در كتاب تذكره خواص الامه في معرفه الائمه.
5-ابوالعرفان محيي الدين ابوعبدالله محمد بن علي بن محمد بن عربي حاتمي طايي اندلسي كه در صالحية دمشق مدفون است در كتاب الفتوحات المكيه.
6-نور الدين عبدالرحمن بن احمد بن قوام الدين دشتي جامي حنفي و به قولي شافعي در كتاب شواهد النبوه.
7-عارف مشهور شيخ عبدالوهاب بن احمد بن علي شعراني مصري در كتاب اليواقيت و الجواهر في بيان عقايد الاكابر.
8-محدث معروف سيد جمال الدين عطاءالله ابن سيد غياث الدين فضل الله ابن سيد عبدالرحمن در كتاب روضه الاحباب في سيره النبي و الآل و الاصحاب.
9-حافظ محمدبن محمد بن محمود بخاري معروف به خواجه پارساي حنفي در كتاب فصل الخطاب.
10-عارف عبدالرحمن كه از مشايخ صوفيه است در كتاب مرآه الاسرار.
11-شيخ حسن عراقي كه ماجراي تشرف او را به خدمت امام زمان، شعراني در جزء دوم كتاب لواقح الانوار في طبقات الاخيار كه به طبقات كبري مشهور است، نقل مينمايد.
12-ابومحمد احمد ابن ابراهيم بلاذري در حديث مسلسل، كه اين حديث را شاه ولي الله دهلوي پدر عبدالعزيز دهلوي معروف به شاه صاحب در كتاب التحفه الاثني عشريه في الرد علي الاماميه نقل نموده است.
13-ابومحمد عبدالله ابن احمد محمد بن خشاب معروف به ابن خشاب در كتاب تواريخ مواليد الائمه و وفياتهم.
14-جلال الدين محمد رومي صاحب مثنوي متوفاي سال 672
پينوشت:
1-منتخب الاثر فصل سوم باب اول
2-نويد امن و امان تأليف آيه الله صافي گلپايگاني ص 76 - 78
3-نويد امن و امان ص 74.
4-حديث متواتر حديثي را گويند كه راويان و كساني كه آن را نقل ميكنند جمعي باشند كه عادتاً، اتفاق و تباني آنها بر كذب ممكن نباشد.
5-به نقل از ترجمة كتاب اعيان الشيعه جزء امام مهدي ص171، اين كتاب بخشي از كتاب كبير ((في رحاب ائمه اهل البيت)) تأليف علامه سيد محسن امين است.
6-همان، ص 95.
7-همان ،ص 97.
8-البيان، ص 99 به نقل از ترجمة كتاب اعيان الشيعه جزء امام مهدي، ص 100.
9-به نقل از ترجمة كتاب اعيان الشيعه جزء امام مهدي، ص 100.
10-همان، ص 100.
11-همان، ص 95.
12-مطالب السؤول باب 12 به نقل از ترجمة كتاب اعيان الشيعه جزء امام مهدي، ص 170.
13-الفصول المهمه لمعرفه الأئمه فصل 12 به نقل از ترجمة كتاب اعيان الشيعه جزء امام مهدي، ص 173.
14-اثبات الهداه، ج 6 ص342 ب 31 ف 10 ح 116 به نقل از نويد امن و امان، ص 236.
15-ينابيع الموده، ص 460 به نقل از نويد امن و امان، ص 236.
16-النجم الثاقب باب 5، ص 190 كه اين حديث را از كتاب شواهد النبوه نقل نموده است.
17-النجم الثاقب، ص 147 كه اين مطلب را از كتاب فتوحات مكيه باب 368 نقل نموده است.
18- به نقل از ترجمة كتاب اعيان الشيعه جزء امام مهدي، ص 171.
19- همان ص۱۶۷
نوشته شده توسط ققنوس در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385
ساعت 1:49 بعد از ظهر موضوع مهدی در روایات اهل سنت |
لینک ثابت