ابوبکر در روایات اهل سنت

 

  

 

رسول خدا (ص) فرمودند:

 

           ((  می گویم ( در روز قیامت )اصحابم را به کجا می برید؟ گفته می شود:

                   به خدا به سوی جهنم! پس من می گویم: بار الها! اینان اصحاب من هستند! گفته می شود:  تو نمی دانی که پس از وفاتت چه بدعت ها گذاشتند. از لحظه ای که از آن

 ها جدا شدی همچنان مرتد شدند و به جاهلیت بازگشتند ))

 

بخاری ج 7 ص 209 و ج 4 ص 94.

                                                       مسلم ج 7 ص 66.

 

 

    

1-دوران کودکی ابوبکر:

ابوقحافه پدر ابوبکر و پسرانش، از بردگان عبدالله بن جدعان و از تبار حبشی بودند و هنگامی که ابوبکر از بردگی آزاد شد نام او را عتیق گذاشتند.

1-الطبقات ج 3 ص 170.

عبد الله بن جدعان صاحب بزرگترین کانون جهت تولید اطفال و کودکان ( موسسه زنا ) بود. او مالک دهها کنیزی بود که آنان را به مردان عرضه می کرد که از آنان حامله می شدند سپس کودکان را به پدران یا به بیگانگان می فروخت.

1-مختصر تاریخ دمشق ابن منظور ج 5 ص 254.

2-المعارف ابن قتیبه ص 576.

3-مروج الذهب مسعودی ج 2 ص 282.

 

2- شمایل ابوبکر:

مسعودی در کتاب خود گفته است: (( او فردی دراز قد و سیاه چهره بود. ))

1-مسعودی ص 249.

2-مروج الذهب

 

3- اسلام آوردن ( ظاهری ) ابوبکر بر اساس سفارش یک کاهن:

علمای اهل سنت در کتب خود نقل کرده اند که ابوبکر بر اساس نصیحت کاهنی که در شام به او خبر داده بود پیامبری ظهور خواهد کرد اسلام آورده است.

1-البدایه و النهایه ج 3 ص 29-30.

2-السیره النبویه ابن کثیر ج 1 ص 439.

 

4- اسلام آوردن ( ظاهری ) ابوبکر بعد از اسلام آوردن 50 نفر:

علمای اهل سنت در کتب خود یاد کرده اند که ابی بکر سالها پس از بعثت اسلام آورده است. و اسلام آوردن او بعد از اسلام آوردن حد اقل 50 نفر بوده است. یعنی دقیقا بعد از واقعه اسرائ و معراج که بنابر روایت واقدی یک سال و نیم قبل از هجرت اتفاق افتاده است.و برخی هم نوشته اند او زمانی ایمان آورد که حضرت علی (ع) 21 سال داشتند. یعنی یک سال و نیم قبل از هجرت. و یا گفته اند که او هفت سال پس از بعثت رسول خدا اسلام آورد.

1-سیره حلبی ج 1 ص 273.

2-البدایه و النهایه ج 3 ص 28.

3-تاریخ طبری ج 2 ص 60.

4-مجمع الزوائد ج 1 ص 76 به نقل از طبرانی در تفسیر کبیر.

5-الاستغاثه ج 2 ص 31.

6-عثمانیه 286.

7-شرح نهج البلاغه ج 13 ص 224.

 

5-فرار ابوبکر از میدان جنگ:

 

الف: در جنگ احد – ابوبکر و عمر و عثمان از معرکه گریختند و رسول خدا را تنها گذاشتند.

1-تاریخ الاسلام ذهبی کتاب المغازی ص 191.

2-طبقات ابن سعد ج 3 ص 155.

3-تفسیر روح المعانی آلوسی ج 4 ص 99.

4-شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 13 ص 293 و ج 15 ص 22.

 

ب: در جنگ حنین – ابوبکر در جنگ حنین می گفت: (( ما با کمی تعداد خویش غلبه نخواهیم کرد. )) که خداوند در این باره فرمود: (( و یوم حنین اذ اعجبتکم کثرتکم )) توبه 25 یعنی آیا در روز حنین زیادی نفرات دشمن شما را شگفت زده کرده بود. که علمای اهل سنت نقل کرده اند ابوبکر و عمر در جنگ حنین پا به فرار گذاشتند.

1-مغازی واقدی ج 2 ص 890 و 904.

2-تفسیر الکشاف زمخشری ج 2 ص 259.

3-تاریخ ابی الفدائ ج 1 ص 208.

4- البدایه و النهایه ج 4 ص 374.

5-تاریخ الخمیس ص 102.

6-السیره الحلبیه شافعی ج 3 ص 109.

( و در جنگ های دیگری مثل ذات السلاسل و جنگ هوازن و جنگ خیبر و بنی قریظه و . . )

 

6-روگرداندن پیامبر(ص) از ابوبکر:

ابوبکر و عمر در معرکه بدر قریش را ستودند .که پیامبر خدا از آنان اعراض نمود و رو برگرداند.

1-مسلم ج 3 ص 1403- 1404

2-سیره نبوی ابن کثیر ج 2 ص 391-395.

3-دلائل النبوه ج 3 ص 106.

4-سیره ابن دحلان ج 1 ص 313.

 

7-ابوبکر نزدیک بود هلاک شود:

((حدثنا یسره بن صفوان بن جمیل اللخمی حدثنا نافع بن عمر عن ابن ابی ملیکه قال: کاد الخیران ان یهلکا ابابکر و عمر رضی الله عنهما رفعا اصواتهما عند النبی صلی الله علیه و سلم . . . فانزل الله یا ایها الذین آمنوا لا ترفعوا . . . ))

ترجمه: (( نافع ابن عمرو از ابن ابی ملیکه نقل می کند که گفت: دومرد نیکوکار ( ابوبکر وعمر ) نزدیک بود هلاک شوند چرا که ابوبکر و عمر در حضور پیامبر با یکدیگرسر و صدا و نزاع کردند . . . خدا این آیه را نازل فرمود:

(( یا ایها الذین آمنوا لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی و لا تجهروا له بالقول کجهر

بعضکم . . . )) سوره حجرات آیه 2.

بخاری ج 6 ص 46 و ج 8 ص 145. دار الفکر بیروت

 

8-ابوبکر احادیث پیامبر را به آتش می کشد ولی کتاب های یهودیان و مسیحیان را نه:

 

الف:ابوبکر و عمر دستور سوزاندن کتاب های حدیث نبوی را دادند ولی دستور سوزاندن کتاب های اهل کتاب را ندادند و از این نوع کتاب ها، کتاب هایی بود که مسلمانان در جنگ یرموک به آن دست یافته بودند که دو جبهه پر از کتاب های اسرائیلیات بود.

1-الاسرائیلیات و اثر هافی کتب التفسیر ص 91 و 92 و 111 و 146 و 147 و 153 و 207.

2-البدایه و النهایه ج 1 ص 24.

3-تذکره الحفاظ ج 3 ص 42.

4-تفسیر القرآن العظیم ج 3 ص 102.

 

ب: عایشه دختر ابوبکر می گوید: پدرم احادیث رسول خدا را که به 500 حدیث می رسید گرد آورد.شبی در فکر بود و از این پهلو به آن پهلو می شد.من با ناراحتی به او گفتم: (( چرا این قدر ناراحتی؟ )) صبح پدرم مرا صدا زد و گفت: دخترم آن احادیث را بیاور! احادیث را آوردم و آن ها را آتش زد.

1-تذکره الحفاظ ج 1 ص 5.

2-کنز العمال ج 10 ص 285.

 

9-ابوبکر از زبان عمر( فردی احمق ):

علمای اهل سنت نقل کرده اند که عمر به فرزندش گفت:

(( عما کان من تقدم احمیق بنی تیم علی و ظلمه لی . . . ))

ترجمه: آیا تو تا امروز در غفلت بودی و نمی دانستی که این احمق بی مقدار بنی تیم با ظلم از من پیشی گرفت . . . ))


شرح نهج البلاغه ج 2 ص 29.

 

10-ابوبکر از زبان خودش:

 

الف: من شیطانی دارم:

علمای اهل سنت نقل کرده اند که ابوبکر گفت:

((الا و ان لی شیطانا یعترینی فاذا اتانی فاجتنبونی لا اوثر فی اشعارکم و ابشارکم ))

ترجمه: ((آگاه باشید مرا شیطانی است که گاه گاهی بر من چیره می شود. هرگاه آن شیطان نزدیک من آمد و بر من دست انداخت از من بپرهیزید تا به مال و جان شما به نفع خود دست

اندازی نکنم.))

تاریخ الامم و الملوک ج 2 ص 460 دوره 8 جلدی.

 

ب: اعتراف بر اینکه من بهترین نیستم:

علمای اهل سنت نقل کرده اند که ابوبکر در دوران خلافت خودش بر روی منبر به صورت های مختلف می گفت:

(( ولیتکم و لست بخیرکم ))

ترجمه: (( خلافت بر عهده من گذاشته شده است در حالی که بهترین شما نیستم. ))

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 1 ص 169.

بسیاری هم به این صورت نقل کرده اند:

(( اقیلونی فلست بخیرکم ))

ترجمه: (( مرا از خلافت معاف بدارید که من بهترین شما نیستم. ))

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 1 ص 169.

 

ج: ای کاش گیاه و علف بودم:

حسن مي‌گويد كه ابوبكر گفت: به خدا سوگند من دوست داشتم اين گيان بودم تا خورده شوم و هضم شوم!!!

قتاده مي‌گويد: به من خبر رسيده كه ابوبكر گفت: دوست داشتم علفي بودم تا چارپايان مرا بخورند!!!

تاریخ الخلفاء جلال الدین سیوطی ص 97.

 

د: ای کاش بشر نبودم:

سیوطی درباره آرزوی ابوبکر چنین گفته است:

(( . . . ابوبکر گفت: به خدا سوگند دوست داشتم درختی( علفی ) در کنار جاده بودم . که شتری از کنار من عبور می کرد و مرا می خورد و هضم می کرد آن گاه به صورت سرگین خارج می کرد. ولی بشر نبودم. ))

تاریخ الخلفاء ص 133

 

11- توطئه ابوبکر برای کشتن پیامبر(ص):

پیامبر خدا در حمله طولانی تبوک به جمعی از مخلصین اصحاب خود اعتماد ورزید و آنان عبارت از حذیفه بن الیمان و عماربن یاسر بودند.این فداکاران و فدائیان از وجود شریف پیامبر خدا، در مقابل یورش توطئه گران قتل او دفاع نمودند و آن توطئه گران عبارت بودند از:

(( ابوبکر و عمر و عثمان و معاویه و عمر و عاص و مغیره بن شعبه و ابوموسی اشعری و طلحه بن عبیدالله و ابو عبیده الجراح و عبد الرحمان عوف. ))

1-المحلی ابن حزم اندلسی ج 11 ص 224.

2-تفسیر ابن کثیر ج 2 ص 605 چاپ دار احیائ التراث العربی بیروت.

3- منتخب التواریخ محمد هاشم خراسانی ص 63.

 

12-ابوبکر قاتل است:

 

الف: شهادت حضرت زهرا (س):

اول آنکه شهادت حضرت زهرا به دستور او بو به رضایت او بوده است و مدارک آن در مقاله (( شهادت حضرت فاطمه (س) در روایات اهل سنت )) موجود است.

 

ب:سوگند ابوبکر به کشتن کسانی که زکات ندهند:

و آن که در کتاب بخاری از ابوهریره نقل شده که گفت: (( . . . ابوبکر گفت: به خدا قسم!بدون محابا هرکس را که بین نماز و زکات فرق بگذارد می کشم.زیرا زکات حق مال است.به خدا سوگند اگر زکاتی را که در زمان پیامبر پرداخت می کردند و لو به مقدار کم به من ندهند، با آن ها کارزار خواهم کرد.عمر گفت: به خدا قسم من به نظرم رسید که خداوند سینه ابوبکررا برای جنگیدن گشوده است و فهمیدم که حق با اوست. ))

1-بخاری ج 8 ص 50 و ج 9 ص 19.

2-الامامه و السیاسه ابن قتیبه ج 1 ص 19.

3-العقد الفرید ج 4 ص 295.

4-المختصر ابوالفدائ ج 1 ص 156.

 

ج: سوزاندن قبیله بنی سلیم به فرمان او توسط خالد بن ولید:

مورخین نوشته اند که ابوبکر، خالدبن ولید را فرستاد و او قبیله بنی سلیم را در آتش سوزاند.

1-الریاض النضره محب الدین طبری ج 1 ص 149.

 

د:قتل عام قبیله بنی تمیم به رضایت او توسط خالدبن ولید:

و نیز مورخین نوشته اند که ابوبکر خالد را برای قتل عام قبیله بنی تمیم فرستاد و او پس از کشتن مالک بن نویره و قبیله اش با همسر او زنا کرد.

و جالب اینجاست که ابوبکر بعدا دیه مالک را از بیت المال به برادر مالک می پردازد و به او می گوید که خالد اجتهاد کرده و اشتباه کرده است.

 

13-ابوبکر طبق گفته خودش در جای غصبی دفن شده است:

(( . . . فقال ابوبکر ان رسول الله صلی الله علیه و سلم قال لا نورث ما ترکنا صدقه . . . ))ترجمه: (( . . . ابوبکر گفت که یامبر فرمود: ما پیامبران ارث باقی نمی گذاریم و هر چه از ما می ماند صدقه است. ))

بخاری ج 5 ص 82- مسلم ج 5 ص 153و 155.

واین در حالی است که همه می دانند عایشه خانه پیامبر را به ارث برد در حالی که سهم دیگر همسران پیامبر را هم به زور گرفت و سرانجام ابوبکر را در آنجا دفن کرد.ابن عباس در این زمینه شعری دارد که می گوید:

(( یا بنت ابی بکر لا کان و لا کنت

لک التسع من الثمن و بالکل تملکت تجملت تبغلت و ان عشت تفیلت ))

ترجمه: (( . . . ای عایشه سهم تو از ارث پیامبر یک به هشت بود و لی تو همه آن را غصب کردی! . . . ))

خرائج راوندی ج 1 ص 243.

 

14-ابوبکر از نگاه امیرالمومنین علی ابن ابی طالب(ع):

 

الف: به عنوان غاصب حق خویش:

(( . . . والله لقد تقمصها ابن ابی قحافه و انه لیعلم ان محلی منها محل القطب من الرحی . . .))

ترجمه: (( به خدا قسم! پسر ابوقحافه ( ابوبکر) پیراهن خلافت را در حالی به تن کرد که می

دانست محور این سنگ آسیا من هستم. ))

 

ب: به عنوان یک فرد حیله گر:

(( فیا عجبا بینا هو یستقیلها فی حیاته اذ عقدها لآخر بعد وفاته ))

ترجمه: (( شگفتا که ابوبکر از مردم می خواهد که در زمان حیاتش او را از تصدی خلافت معاف بدارند و در همان حال زمینه را برای دیگری ( عمر ) بعد از وفات خویش آماده می سازد. ))

 

ج: به عنوان شکایت ازاو:

(( لشد ما تشطرا ضرعیها ))

ترجمه: (( آن دو (ابوبکر و عمر)با هم و به قوت و به شدت، دو پستان خلافت را دوشیدند. ))

 

نهج البلاغه خطبه شقشقیه

 

 

 


 

نوشته شده توسط ققنوس در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385 ساعت 9:10 بعد از ظهر موضوع ابوبکر در روایات اهل سنت | لینک ثابت