پیشاپیش میلاد با سعادت ناموس دهر قطب عالم امکان

 حضرت بقیه الله الاعظم(عج)

را به همه دوستان و شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض می کنم.

 

 

 

خودکار را برداشت و نوشت:
پدر مهربانم! سال هاست که دست های مهربانت را بر سرم می کشی و من زیر سایه لطف های بی دریغ تو زندگی می کنم اگر چه هر دو چشمم از دیدن چهره ی زیبای تو محروم است!
چه شب ها که دست های مهربانت را برای سعادت من رو به آسمان گرفته ای و از خداوند برای من طلب خیر کرده ای و من غافل از همه ی اینها به زندگی روز مره مشغول بوده ام! گوش هایم هم از شنیدن صدای دلنشینت محروم است.
اینک زبانم شرم دارد که نام نیکویت را بگوید ای مهربان پدر!

***
در را آهسته باز کرد و همان شبانه خود را به رودخانه ی شهر رساند. وسط پل قدیمی که رسید از دوچرخه اش پیاده شد. کاغذ را چهارتا کرد و آن را با قدرت تمام به وسط رودخانه پرتاب کرد. شاید امواج رودخانه دست به دست آن را به دست پدر مهربانش برساند اگرچه می داند پدر، نانوشته ها را هم می خواند.

 

**************************************************

از همه دوستان به علت غیبت بیش از حد عذرخواهی می کنم. مدتی است که برای جشن میلاد امام زمان شبانه روزی کار می کنیم و به همین دلیل توفیق ملاقات دوستان از دست رفته است. فکر می کنم این غیبت تا بعد از نیمه شعبان هم ادامه داشته باشد.

 

 


 

نوشته شده توسط ققنوس در شنبه یازدهم شهریور 1385 ساعت 1:58 قبل از ظهر موضوع میلاد نور | لینک ثابت