با ياد امام زمان درد سينه اش آرام مي گرفت. اما چند لحظه اي نميگذشت كه سرفه هاي او خون ريه اش را بالا مي آورد و در فضا مي پراكند.
يأس و نااميدي به سراغ او آمده و از همه جا قطع اميد كرده بود. اطباء و پزشكان، او را جواب كرده بودند و ديگر در انتظار مرگِ خويش روزهاي باقيمانده را سپري ميكرد. طلبهاي جوان بود و فقير كه وسايل ازدواج او فراهم نميگشت. مبتلا به سل بود و همه درها به روي او بسته. غم تنهايي او بر غربت فقيرانهاش بيش از پيش ميافزود. گاهي چشمانش را به نخلستان اميد باز ميكرد ولي قبل از آنكه از شيريني ثمرة آن استفاده كند، بغض تلخِ گلويش، صفحة دل او را پاره مي كرد.تنها كساني كه با او رابطه داشتند علمايي بودند كه به علت سرفه هاي پياپي او، از دور با او سخن مي گفتند.
صبح آن روز كه باز ديدگان خويش را بر سرنوشت خود مي گشود، بر خود لرزيد كه از فرصت باقيمانده او يك روز ديگرهم كم گشت. دلتنگي سختي بر وي غلبه كرد. قطرات اشك از گوشة چشمان خواب آلود، برگونه و رخسار برافروخته اش سرازير ميگشت. با عجله لباسهاي خود را پوشيد تا هرچه سريعتر از غربت صحن و سراي خود به ديدار همدمي بشتابد. شراره هاي آتش مدام در دلش زبانه مي كشيد و امواج سهمگين و طوفانهاي مهيب درياي غم، آرامش را از او ميربود. در سرتاسر وجودش ترس و وحشتي عجيب سايه افكنده بود. آن روز طي اتفاقي عجيب از عالِمي شنيد كه هر كس در مسجد سهله معتكف و متوسل به امام زمان گردد دستِ خالي برنميگردد. و نيز امكان دارد كه به شرف حضور و ديدار خورشيد روي مهدي (عج ) نايل شود. شور و شوق ديدار صاحب الزمان (عج ). و رنج و تعب بيماري از يكطرف و نااميدي از اطبا و پزشكان از طرف ديگر باعث شد تا او بقچه عشق خويش را از سر اخلاص بر در خانة حجت خدا پهن كند و ناباورانه او را صدا زند.
شبهاي جمعه را در مسجد سهله به عبادت مي گذرانيد. هيچ مانعي جلو دار او نبود. در راه محبوب مصمم مي رفت تا او راببيند و از او بخواهد اما هفته ها گذشت و خبري نشد تا آنكه شب چهلم فرا رسيد و او همچنان دلشكسته و محزون راهي سهله گشت.
ناتوانتر از هميشه بر ديوار آرزوهايش تكيه زد و غريبانه ترگريست. نگاهش را با نگاه سرد و غمناك غروب آميخته بود. انگار كه از آمدن، پشيمان گشته بود. دقايقي نگذشت كه با حالت تأسف سر خويش را به پايين انداخت.
خدايا! به ما گفته بودند كه هر كس به حجت و خليفهات متوسل شود دست خالي بر نخواهد گشت. چهل شب گذشت و هيچ خبري نشد. و نااميد به راه خويش ادامه داد. تا اينكه به در مسجد رسيد.
سهله، مثل هميشه خالي از جمعيت، يادآور ابهت كعبه و مسجدالحرام بود كه در اينجا نه صداي ابراهيم خليل، بلكه صداي امام و سرورش علي بن ابيطالب (ع ) پيچيده است.
چون از دهانش خون بيرون مي آمد، از رفتن به درون مسجد پرهيز كرد و در بيرون شعلهاي فراهم كرد و همانجا به عبادت مشغول گشت. رقص شعله هاي طلايي آتش در تاريكي شب، او را در اعماق انديشه ها و خاطره هايش فرو مي برد ولي لحظه به لحظه دل او بيتابتر مي شد. در اين درياي طوفان زده و پرتلاطم، ره گم كرده بود. اميد داشت كه مونس تنهاييهايش از كَرَم دستش را بگيرد كه ناگهان نوري از دوردست چشمانش را خيره كرد. زمين و زمان به گمانش آشنا ميآمد. بوي عجيبي فضا را معطر كرده بود. ديگر نه شب بود، نه سرما ونه ظلمت. گويا خورشيد در نيمه شب جمعه در اطراف مسجد سهله طلوع كرده بود. شيخ حسين مست و حيران مانده بود كه در همين لحظات صداي سلام مردي عرب سكوت فضا را در هم شكست. مردي به سوي اوميآمد با دستاني پر از مهر، پر از اميد، چشماني پر از رأفت و دلسوزي و او ميديدش، ولي همچنان در انديشة ديدار مانده بود شدت علاقه و وابستگياش به دنيا پرده غفلت را بر ديدگان دلش آويخته بود و با خيال اينكه جوان عرب كه سلام خدا بر او باد به طمع قهوه آمده است، عظمت خورشيد را فراموش كرد و شايد كه صلاح در همين بود
غنچة سخن بر لبان مرد عرب شكوفه مي داد ومرتب از سبد ترحمِ خويش ياسهاي سپيد بيرون ميآورد و به اوهديه مي داد اما مهر و محبتش بيجواب ميماند. انگار كه او منتظر مقدم كسي ديگر بود. نگاهش را بر زمين انداخت و بار ديگر بر طبل يأس و نا اميدي زد:
چهل شب به انتظار امام زمان آمديم، اين شب آخرهم، سر و كله اين مرد عرب پيدا شد و آرامش ما را برهم زد!
اما او را با وقار و سنگين يافت. ديد از هيبتش، عظمت خدا ميبارد. از روي ناچاري ته استكان قهوة خويش را به او داد. دستان نوازشگر مرد استكان قهوه را برگرفت و آورد تا نزديك لبان مباركش، اما همينكه بازدم عيسوي او در آن اثر كرد، نخورد و آن را برگرداند و امر كرد كه او بخورد. او نيز بياختيار قهوه را سركشيد. سپس عرب فرمود: اما بيماري تو بهبود يافت و براي ازدواج خواستگار بفرست تا فراهم گردد، اما فقرِ تو بايد باقي بماند. او مست و حيران مانده بود. نميفهميد چه ميگذرد. فقط حس ميكرد كه ديگر نفسش راحت بالا و پايين ميآيد و از سل و بيماري لاعلاج خبري نيست . بنا، بر اين شد كه باقي شب را به زيارت بروند. ولي به فكر فرو رفت. خدايا اين كيست كه حاجت مرا برآورده كرد؟ اين كيست كه اينچنين طبيبانه بر بالين تنهاييم نشست؟ . .
صداي اللّه اكبر در فضا طنين انداخت. زمين و زمان به تماشا آمده بودند. بار الها نكند كه او… همينكه تصور وجود ناموس دهر حجه ابن الحسن در ذهنش مجسم شد، سر تا پاي مرد عرب را مخروطي از نور فراگرفت و قلب او از جا كنده شد. تا حالا با (( مهدي )) بود و نفهميده بود. بغض عالم شكست. اشك از شدت خجلت برگونههايش سرازير گشت و بياختيار فرياد كرد. مخروط نور از زمين اوج گرفت و اينك، او بود و خورشيد عالمتاب هستي كه به قصد زيارت حضرت مسلم بن عقيل مي رفتند.
او خود را فراموش كرده بود. بيادبيهاي او نسبت به ساحت مقدس محور كون و مكان او را شديداً خجالت زده كرده بود. بالاخره شب تمام شد. بالاي ضريح غرق نور گشته بود و به هنگام طلوع فجر آن نور به آسمان رفت و او با حال خسته و گريه بازگشت.
آري، اي مولاي من، در پيچ و خمهاي ناهموار مسير زندگي، در بلنديهاي حقيقت و پستيهاي مجاز، در جاي جاي زمين و لحظه لحظة زمان، در فضاي مه آلود غيبت، بايد تو را جست و از تو خواست. به تو پناه آورد و از تو كمك گرفت.
اي تو كه براستي لطف و نوازشت، حاجت ما است!
نوشته شده توسط ققنوس در پنجشنبه چهارم خرداد 1385 ساعت 11:40 بعد از ظهر موضوع شفای دلها | لینک ثابت
درباره وبلاگ

ای عزیز:
به تماشای گریه ام منشین چیزی نیست!
دلم گرفته!
مثل آن روزها که باران می بارید!
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
شفای دلها
او مي آيد
فرشته نجات
شبهای خاطره
امید
پادشاه شهر عشق
مادر!
انتظار لاله
مهدی در روایات اهل سنت
شهادت حضرت فاطمه (س) در روایات اهل سنت!
ابوبکر در روایات اهل سنت
تحریف قرآن در روایات اهل سنت
صحیح بخاری در نگاه علمای اهل سنت
سوز دل
میلاد امیر مومنان علی (ع)
وفات حضرت زینب سلام الله علیها
افسانه یار غار بودن ابی بکر
میلاد نور
اهمیت کتاب شب های پیشاور
درباره غدیر خم
شهادت امیر مومنان علی (ع)
علی (ع) خورشید درخشان
کلید وحدت همه مسلمانان
اعتراض به تخریب قبور ائمه بقیع
شرک وهابی ها
وهابیان و تعمیر قبور اولیاء خدا
وهابیان و زیارت قبور
علی(ع) قرآن ناطق
تو ققنوس بودی!
زمامداری مسلمین حق مسلم امیرالمومنین علی(ع)
پاییز نبودنت خیلی سخت گذشت!
اینجا پر شده از غربت
دلایل حکومت سلمان
برخی دانشمندان سنی که شیعه شدند
ای ششمین نور سرمدی!
نقدهایی بر فصل الخطاب محدث نوری
پاسخی به آقای عبدالمجید مرادزهی!
یا غریب الغربا در شب میلادت نگاهی کن!
بستن دستها در نماز، بدعت یا سنت؟
نماز تراویح، بدعت یا سنت؟
چرا شیعیان بر تربت سجده می كنند؟
چرا شیعیان، نماز پنجگانه را در سه نوبت میخوانند؟
اسناد واقعه غدیر در 110 کتاب معتبر اهل سنت!!
استناد امیرالمومنین به حدیث غدیر!
نقد دیدگاه های اهل سنت درباره حدیث غدیر!
آیا پیامبر(ص) از نماز و دعا در کنار قبر خود و سایر
آیا خلیفه دوم -عمر- نژاد پرست نبود؟؟!
۴۰ حديث در اهمیت عزادارى!
امام حسین(ع) در روایات اهل سنت!
آیا شیعیان، دیگر مسلمانان را تکفیر می کنند؟!
داستان ساختگی معشوقه یزید و خواستگاری امام حسین از
عزاداری های متداول در میان شیعیان برگرفته از نصوص
اثبات امامت (1)
اثبات امامت(2)
علم غیب از دیدگاه قرآن!
آیه « إِذْ یُبَایِعُونَکَ » و عدالت صحابه!!!
اربعین آمد دلم را غم گرفت
مصحف حضرت فاطمه(س) چیست؟
ازدواج موقت در كتب اهل سنت؟!!
شهادت پیامبر یا ارتحال و وفات او؟؟!
آيا روايت « ولدني ابوبكر مرتين» صحت دارد ؟
چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» ر
چرا پيامبر اسلام با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
باران خواهد آمد!
یه دریا!
باور نمی کنی!
چشم ها را باید شست!
دلم گرفته!
ای حضور بی پایان کمکم کن!
دوستان
يگانه برگ زرين خامس آل عبا
سینای جان
پایگاه امام زمان (عج)
علی(ع)مظلومترین مرد تاریخ
ولایت علی چشمه جوشان حقیقت قران
وبلاگ گروه ایران اسلام
عمر را بیشتر بشناسید
شبهای پیشاور
کنیزان حضرت زهرا(س)
علویون
سید اولاد پیغمبر(ص)
صفحات انتظار در فراق گل نرگس
در انتظار موعود
یاس
مهدی منتظر(علیه السلام )
فضایل اهل بیت
سراب بهائیت
گفتگوی صمیمی با وهابیان
پیرامون مذهب شیعه
نقطه سر خط
حدیث آرزومندی
قاصدک
شمیم حضور
صبح
سلفی گری - نقد وهابیت
منتظر 12
مهدی می آید
اصحاب کهف
خیمه سبز
آیت الله سید صادق حسینی شیرازی
شیعه شدگان
وبلاگ آلاء
طلبه ای از نسل سوم
هیئت یا زهرا
آفتاب پنهانی
آخرین مسافر
وهابیت در خدمت استعمارگران
روز دلتنگی
موعود رحمت
حقیر شاعر
پیوندهای روزانه
پایگاه پاسخ به شبهات اسلامی
فعالیت دوباره *شیعه نیوز*
سایت خبری و تحلیلی شیعیان ابنا
سایت خبری و تحلیلی سلام شیعه
سایت خبری و تحلیلی شیعه آنلاین
شبکه وهابیه.نت
راهنمای پایگاه های امام مهدی(عج)
جامعه خبری و اطلاع رسانی مهدویت
جستجوگر پایگاه های شیعی
سایت آیت الله سیدان
کتابخانه الرسول
شبکه المجتبی الاسلامیه
سایت کتاب شناسی
سایت بهایی پژوهی
پایگاه خبری المذهب
مطالعات شیعه شناسی
سایت وهابیت و اسلام
موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)
سایت آیت الله وحید خراسانی
سایت فطرت
نوشته های پیشین
آذر 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
طراح قالب
POWERED BY