اینجا پر شده از غربت

 
پر شده از سکوت


پر شده از تاریکی و من

 
 در ظلمت ترس، شب های بی تو را ستاره می شمرم

 
به من بگو!

 
ابرهای گرفته در کدام گوشه هستی می بارند


 تو خوب می دانی که من


عاشق تکه ابرهای سرگردانم

 
عاشق آنان که شب ها در خلوت خود می بارند


عاشق انان که عاشق تنهاییند

 
و بلکه عاشق ستاره های صبح

 
آنان که در هفت اسمان بی نظیرند!

 
به من بگو!

 
تو خوب می دانی!

 
تو تنها کسی هستی که از راز روزهای پر ابهام با خبری!

 
منتظرت هستم

 منتظرم نگذار!

 

 

 


 

نوشته شده توسط ققنوس در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 3:47 قبل از ظهر موضوع اینجا پر شده از غربت | لینک ثابت