ای ششمین نور سرمدی!

 

در شب شهادت تو عالم

 

 دگرگون شده است.

 

تاريخ شرمنده از حكايت غربت توست!

 

شرمنده از واقعه جانسوز شهادتت

 

و از ماجرای دردناک تخریب بارگاهت!

 

 

از کدامین درد باید ناله کرد؟

 

 از کدامین سختی باید فریاد کرد؟

 

از کدامین مصیبت باید شکوه کرد؟

 

که امروز بار دیگر خورشید سر برهنه از

 

 کوهسار بیرون آمد و در نوای تو خواند

 

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

 گویا عزای اشرف اولاد آدم است

 

 

 


 

نوشته شده توسط ققنوس در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 ساعت 1:7 قبل از ظهر موضوع ای ششمین نور سرمدی! | لینک ثابت