اي مولاي من دلم تنگ است.

 

آسمان دلم همچون روزهاي سرد زمستان خشك و ماتم زده

 

است.

 

بغض سنگيني در دلم نشسته است و روزهاي غيبت تو بر من

 

سخت اثر گذارده است.

 

پس ما را كيست در اين ورطه هولناك و در اين صحراي دهشتزاي

 

غربت.

 

و كيست آنكه ما را از خطر غرق شدن در گرداب شهوات نفساني و

 

از تزلزل قلب رها سازد. و آن نوح كجاست تا سفينه‌اش را در اين

 

درياي طوفاني  به ساحل نجات برساند.

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط ققنوس در چهارشنبه دهم خرداد 1385 ساعت 2:47 بعد از ظهر موضوع امید | لینک ثابت